آنیلآنیل، تا این لحظه: 13 سال و 19 روز سن داره
آرادآراد، تا این لحظه: 10 سال و 11 ماه و 7 روز سن داره

آنیل ، دختر مهر و ماه من و آراد ، نفسم

کودک متولد ماه مهر :

والدين كودك متولد مهر دائم اين عبارت را در مورد كودك خود مي شنوند ((واي عجب بچه خوشگلي!)) بنابراين كمي دچار غرور شوند بايد بر آنها ببخشيم. بچه متولد مهر مثل فرشته هاي تپل و سرخ و سفيد است كه انگار از لابلاي صفحات كتاب بچه ها بيرون آمده است. اجزاي صورت او بسيار ظريف و متناسب است و واقعا دلرباست. خيلي كم پيش مي آيد كه با عصبانيت پتويش را با لگد از روي خود كنار بزند و يا موقعي كه مادرش سعي دارد شيشه شيرش را به او بدهد با مشت به صورت مادرش بكوبد. اين بچه مودب تر از آن است كه چنين رفتارهايي از خود نشان دهد. وقتي مي خندد همه مهدكودك لبريز نور مي شود و همه مي گويند: ((عجب بچه شيريني! چقدر ساكت و آرام است. چقدر تپل است، چال چانه اش را ببين. انگار ف...
6 آذر 1393

13 و نیم ماهگی

آنیل جونم این روزا هم مثل ماههای گذشته از قشنگ ترین روزای زندگی منه.وقتی روزا خوابی دلم برات تنگ میشه. دلم برا شیطنت هات تنگ میشه. شب ها که می خوابی بهترین وقته تا یه دل سیر بغلت کنم و بو کنم تن نازتو با نفسهات زنده شم دوباره و دوباره....اخه روزا که یه جا بند نمیشی که بشه بغل نگهت داشت. پریروز متوجه شدم برگ شمعدونی داری می جویی. نمی دونستم بخندم یا نگران شم. از دهنت آوردم بیرون اما شکر که خوبی. اما شمعدونی هر چی برگ داشت کنده بودی.  فردا بهار بیاد گل نداریم بزاریم بالکن خوشگل شه نکن مامانم! خیلی دوس داری دنبالت کنم و بگیرم. این بازیارو دوس داری صدای خنت پر میشه تو خونه و جون میده به زندگی ما. چقدر نشاط آوردی به زندگیم عزیزم. ال...
1 آذر 1393

عاشقانه برای آنیل

آنیل جان ، نازنینم! عزیزم...زیباترینم...روزی که تو رو درونم احساس کردم نقطه ای سپید درونم میجوشه..حس گرمی رگهامو پر کرده بود....میدونستم دارم مادر میشم. از  خدا  یک دختر میخواستم....ازش خواستم سالم و مهربان باشی..مهر ماه متولد شی چون متولدین این ماه بی نظیرن.... ( مثل من ) تو هم بی نظیری... من مادر شدم...شرمنده شدم عاشق شدم و تو ماه ها را پشت سر گذاشتی  یک ساله شدی ... با نگاهت مرا لحظه به لحظه عاشقتر کردی...  باورم نمی شد خدا آرزویم را بر آورده کرده است.... و تو شدی نگین زندگیم... ماه شبهای زندگیم...  امیدو  آرزوی من....   ...
24 آبان 1393

با تو

                           با تو رسیده ام به شبی ابدی تو کوچه کوچه مرا بلدی…   من به جز آبی نگاهت آسمانی نمی شناسم   تا تو سرگرم روزگاری از نفس بی تو می هراسم   رد شو از قاب لحظه هایم دیده شو عاشقانه تنهاست   رهسپارم به سویت اما جاده لبریز سوزِ سرماست   مرا باور کنی یا نه تویی پایانِ ویرانی   چه غمگینانه آزادی از آن عهدی که می دانی   با تو رسیده ام به شبی ابدی تو تار و پود مرا بلدی… &n...
20 آبان 1393

12+1 ماهگی

                                                                                              دختر خوشروی من 13 ماهه شدی                      &nb...
15 آبان 1393

می توانی؟؟؟

فرزندم آن زمان که مرا پیر و از کار افتاده یافتی اگر هنگام غذا خوردن، لباس هایم را کثیف کردم و یا نتوانستم لباسهایم را بپوشم اگر صحبت هایم تکراری و خسته کننده است صبور باش و درکم کن به یاد بیاور، وقتی کوچک بودی، مجبور می شدم روزی چند بار لباسهایت را عوض کنم برای سرگرمی یا خواباندنت مجبور می شدم بارها و بارها داستانی را برایت تعریف کنم وقتی نمی خواهم به حمام بروم، مرا سرزنش نکن وقتی بی خبر از پیشرفت ها و دنیای امروز، سئوالاتی می کنم با تمسخر به من ننگر وقتی برای ادای کلمات یا مطلبی، حافظه ام یاری نمی کند، فرصت بده و عصبانی نشو وقتی پاهایم توان راه رفتن ندارند، دستانت را به من بده ... همانگونه که تو اولین قدم ها...
5 آبان 1393

به بهانه اولین سالروز میلادت

     نفسم دخترم عزیزم آنیل جان یک پاییز و یک زمستان، یک بهار و یک تابستان   رادیدی. از این پس همه چیز تکراریست   جز مهربانی...   به بهانه اولين سالروز تولدت به نام خالق زندگي دختر نازنينم ، امروز اولين سالروز تولد توست . و من هنوز در سرمستي وجودت منگ و مبهوتم، و گويا در رويايي شيرين و عميق سرمستم . بودن در كنار تو و گذراندن لحظات با تو ، از نفس كشيدن واجب تر شده و لذتي غير قابل وصف براي من به ارمغان مي آورد . دردانه ام شكرگذارم ، براي اينكه در سالي كه گذشت در كنارمان بودي و شكر گذارم ، كه خداوند شيرين ترين لحظات را به ما ارزاني داشت . حس ع...
30 مهر 1393